سرپرست کتابخانه دانشکده ای در یکی از دانشگاه های دولتی که چندی است بازنشسته شده است، ضمن بازگو کردن خاطراتی از دوران خدمتش در آن دانشگاه، به نکته جالبی در مورد یکی از اساتید اشاره می کرد. او می گفت: این استاد بعد از پایان هر کلاسش، به منظور پاسخگویی کامل به سوالات دانشجویان در زمینه درس، آن ها را به کتابخانه می آورد، کتاب هایی مربوط به موضوع هر سوال را به آنان معرفی می کرد و حتی برخی از این کتاب ها را که عموما کتب خارجی بودند، شخصا از قفسه ها برداشته و به دانشجویان تحویل می داد تا ببرند و پس از خواندن به کتابخانه برگردانند! در شرایط عادی، استفاده از کتاب های خارجی، به ویژه کتب مرجع، برای دانشجویان فقط در محیط کتابخانه مجاز بود. لیکن برای رعایت احترام استادی که سابقه خدمت دیرینه در آن دانشکده داشت، ما مانع این اقدام ایشان نمی شدیم و تنها به ثبت عناوین و مشخصات کتاب های خارج شده از کتابخانه اکتفا می کردیم، اما گاهی برای بازگرداندن آن ها به کتابخانه با مشکل روبرو بودیم! چون امانت گیرنده اصلی، استاد مورد اشاره بود، تذکر مستقیم به دانشجویانی که کتاب ها را برده بودند، غالبا سودی نداشت. حتی در مواردی ناچار می شدیم از امضای برگه تسویه حساب برخی از دانشجویان با کتابخانه در هنگام فارغ التحصیلی آنان خودداری و این امر را به بازگرداندن کتاب هایی که در دوره تحصیلشان به امانت برده بودند، موکول کنیم!