دکتر «رگ ویور» (Dr.Reg weaver) سرپرست گروه پژوهشی درباره این تحقیق می گوید: «با بررسی ۳ هزار و ۵۰۰ دانش آموزان دبیرستانی در آمریکا و در کنار آن والدین، مربیان و همه افرادی که به هر نحو با امر تعلیم و تربیت دانش آموزان این دوره تحصیلی مرتبط هستند دریافتیم ترک تحصیل دانش آموزان دبیرستانی به عوامل متعددی وابسته است که در این بین نکته به عنوان شاخص ترین دلایل برگزیده شدند.» وی در ادامه می افزاید:«هدف اصلی از انجام این پژوهش ابتدا شناسایی نقاط ضعف بخش آموزش و پرورش و سپس کاهش و در نهایت به صفر رساندن تعداد دانش آموزانی است که به دلایل متعدد از دوره دبیرستان ترک تحصیل کرده و راه دیگری غیر از ادامه تحصیل را برای زندگی برمی گزینند. شاخص ترین دلایل و راهکارهای جلوگیری از ترک تحصیل دانش آموزان دبیرستانی در یازده مورد خلاصه می شود.»

۱) فراهم نشدن زمینه مناسب برای تحصیل همه جوانان و نوجوانان زیر بیست و یک سال؛ در بسیاری از کشورها حداکثر سن برای تحصیل در دوره دبیرستان، ۱۸ سال است و پس از این سن دانش آموزان به فرض اشتیاق به ادامه تحصیل باید راهی مدارس شبانه شوند. حضور در مدارس شبانه شکستی جدی و عاملی برای ترک تحصیل دانش آموزان است. از این رو با ارتقاء سطح سنی این معضل برطرف شده و دانش آموزان بدون ترس و هیجان، به ویژه هیجان ناشی از افزایش سن می توانند به تحصیل بپردازند. به عقیده پژوهشگران در قرن حاضر که بسیاری از دانش آموزان با مشکلات فراوانی چون ناتوانی در تأمین نیازهای اقتصادی اجتماعی دست و پنجه نرم می کنند، افزایش سن تحصیل در دبیرستان راهکاری است تا دانش آموزان بتوانند در کنار کار به تحصیل نیز بپردازند. بر اساس پژوهش های انجام شده بالاترین آمار ترک تحصیل مربوط به ترک تحصیل به دلیل افزایش سن و امتناع دانش آموزان از حضور در مدارس شبانه است.

۲) مدارس ویژه دانش آموزان ۱۹ تا ۲۱ سال؛ خجالت دانش آموزانی که نسبت به همکلاسی های خود سن بالاتری دارد، عاملی برای ترک تحصیل آنها است. بنابر این با ساخت مدارس ویژه دانش آموزان ۱۹ تا ۲۱ ساله، می توان گام مؤثری جهت جلوگیری از ترک تحصیل این رده سنی برداشت. این مدارس باید جدا از مدارس شبانه فعالیت کرده و از هر نظر حتی از جهت زمانی مانند سایر مدارس مقطع دبیرستان باشند.

۳) بر روی تک تک دانش آموزان تمرکز کنیم؛ به عقیده پژوهشگران انجمن بین المللی مطالعات آموزشی آمریکا (NEA) مرکز آموزشی می تواند در زمینه آموزش و پرورش دانش آموزان موفق عمل کند که از وضعیت آموزشی پرورشی فرد فرد دانش آموزان آگاه باشد. این تمرکز با کاهش تعداد کادر آموزشی و انتخاب افراد زبده، ارتباط منظم و مؤثر والدین و اولیاء مدرسه، ارتباط صمیمانه(در حد معقول و منطقی) بین دانش آموزان و آموزگار، کاهش تعداد دانش آموزان در هر کلاس(حداکثر بین ۱۸ تا ۲۵ نفر)، برنامه ریزی منظم برای رسیدگی به وضعیت درسی دانش آموزان، برگزاری کلاس های تقویتی منظم به منظور رفع ضعف های آموزشی میسر است. پژوهشگران برگزاری برنامه های تفریحی دسته جمعی در پایان هفته و حتی در طول تعطیلات تابستان را یکی از شیوه های افزایش ارتباط میان دانش آموزان با یکدیگر و دانش آموزان با اولیاء مدرسه به ویژه آموزگار می دانند. این ارتباط زمینه ساز حل بسیاری از مشکلات آموزشی پرورشی است. در حقیقت به هر میزان موانعی چون، ترس، خجالت و بی اعتمادی میان دانش آموزان و آموزگار و... برطرف شود به همان میزان امکان موفقیت دانش آموز افزایش می یابد.

۴) گسترش زمینه تحصیل؛ محدود کردن رشته های تحصیلی و القاء این باور که ادامه تحصیل در برخی رشته های تحصیلی ضامن موفقیت بوده و ادامه تحصیل در سایر رشته ها، آینده روشنی را به دنبال ندارد، دانش آموز را از ادامه تحصیل دلزده می کند. این نکته به ویژه در دانش آموزانی که به ادامه تحصیل در برخی رشته ها علاقه نداشته و فقط به اجبار اجتماع، والدین و مدرسه ادامه تحصیل در این رشته ها را برمی گزینند حائز اهمیت بوده و عامل اصل بازدارنده از تحصیل آنها است. بنابر این مدرسه و در گام بعدی اجتماع و والدین موظفند تا زمینه تحصیل برای همه رشته های تحصیلی را برای دانش آموزان فراهم کنند. از دیدگاهی دیگر شکستن حصار باورهای نادرست اجتماعی فرهنگی راهی جهت هموار کردن انتخاب آزادانه دانش آموزان و در نتیجه موفقیت آنها است.

۵) ارتباط بخش آموزش و اشتغال؛ ارتباط مؤثر بین بخش آموزش و اشتغال نه تنها باعث می شود آموزش ها جهت یابی صحیحی داشته و به سمت و سوی برآوردن نیازهای اجتماع و چرخاندن چرخ های اقتصادی گام بردارد، بلکه دانش آموزان اطمینان می یابند که پس از فراغت از تحصیل و تحصیل در هر رشته ای، بیکار نخواهند ماند. ترس از بیکاری پس از اتمام تحصیلات(چه پس از اخذ مدرک دیپلم یا فارغ التحصیلی از دانشگاه) و باور به هدر رفتن سال های مفید جوانی به دلیل ترس از بیکاری پس از تحصیل، در مقایسه با افراد تحصیل نکرده ای که وارد بازار کار شده و از شرایط به مراتب بهتری نسبت به افراد تحصیلکرده برخوردارند، دانش آموز را از ادامه تحصیل باز می دارد. در حقیقت مقایسه دایمی قشر تحصیلکرده و بیکار و تحصیلکرده و کم درآمد با قشر تحصیل نکرده و حتی بی سواد با درآمد بالا، یکی از دلایلی است که بسیاری از دانش آموزان دبیرستانی را از ادامه تحصیل باز می دارد. این وضعیت در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته به وضوح مشاهده می شود.

۶) ارتقا سطح کیفی آموزش ها و شروع زود هنگام آموزش ها؛ پژوهش ها نشان می دهد ارتقا سطح کیفی آموزش ها، شروع آموزش ها به صورت جدی از دوره پیش دبستانی؛ پربار کردن مباحث درسی ارائه شده در دوره های گوناگون تحصیلی: ایجاد اشتیاق و علاقه به تحصیل و فراگیری آموزش های ارائه شده با انتخاب مباحث درسی که خلاقیت و اشتیاق دانش آموزان را پاسخگو باشد و... عوامل مؤثری جهت جلوگیری از دلزدگی و ترک تحصیل دانش آموزان در مقطع دبیرستان است. به هر میزان دانش آموز از فراگیری لذت ببرد، به همان میزان امکان ترک تحصیل او کاهش می یابد. از سوی دیگر حذف مباحث درسی وقت گیر و ایستا و جایگزین کردن مباحث درسی که پاسخگوی حس اشتیاق، پرسشگری و خلاقیت دانش آموزان باشد، راهکار مناسبی جهت کاهش خطر ترک تحصیل دانش آموزان است.

۷) حضور مؤثر و منطقی والدین در مراحل مختلف تحصیل دانش آموزان؛ خانواده در هر جایگاه و موقعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و ... که باشد نقش بسزایی در موفقیت یا شکست تحصیلی دانش آموز دارد. آموزش رفتارهای صحیح فردی و اجتماعی؛ تشویق دانش آموز برای ادامه تحصیل؛ فراهم کردن زمینه مناسب برای ادامه تحصیل فرزندان، رفع مشکلات آموزشی و پرورشی با همکاری اولیاء مدرسه و...، همگی عوامل مؤثری برای ادامه تحصیل و موفقیت دانش آموز است. اگر این حمایت ها از دوران کودکی و حتی پیش از شروع درس و مدرسه آغاز شود، بی شک نتیجه بهتری را نیز به همراه خواهد داشت. به عقیده پژوهشگران نقش والدین، حتی از عملکرد اولیاء مدرسه نیز شاخص تر و تأثیرگذارتر است.

۸) حمایت؛ همراهی والدین و اولیاء مدرسه و به طور کلی همه افرادی که به شکلی در آموزش و پرورش دانش آموز نقش دارند، شاخصی برای تضمین موفقیت تحصیلی دانش آموز است. «اطمینان» از این که در شرایط بحرانی همواره فرد یا افرادی دانش آموز را «حمایت و هدایت» خواهند کرد، او را به ادامه مسیر دلگرم می کند. پژوهشگران نقش حمایتی والدین و اولیاء مدرسه را تنها به صرف هزینه محدود نکرده و تأکید دارند این حمایت باید همه جانبه باشد. به این معنی که دانش آموز باید از جهت روانی عاطفی، اجتماعی، اقتصادی، فکری و... تحت حمایت قرار بگیرد و در بسیاری از موارد اصلاً نیاز به صرف هزینه نبوده و نیاز دانش آموز در حمایت هایی غیر از حمایت های اقتصادی تعریف می شود.

۹) رفع تبعیض ها؛ هر یک از تبعیض های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نژادی، قومی و... می تواند به تنهایی دانش آموز را از ادامه مسیر بازدارد. در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکا، شاخص ترین آمار ترک تحصیل، به ترتیب متعلق به دانش آموزان آفریقایی، آمریکای لاتین و آسیایی است. دلیل این امر جدا از تبعیض های اجتماعی، تفاوت های فرهنگی و به دنبال آن جدا ماندن از جمع دوستان و اجتماع، مشکلات اقتصادی خانواده ها، نابه سامانی های روحی روانی ناشی از این تفاوت ها در دانش آموز، ناتوانی در فهم آموزش ها به دلیل عدم تسلط کافی دانش آموز به زبان، فرهنگ و... کشور مورد نظر، پذیرفته نشدن از سوی جمع دوستان و حتی اجتماع، فرق گذاری های فاحش اولیاء مدرسه به ویژه آموزگاران میان دانش آموزان رنگین پوست و سفیدپوست و... است. رفع این تفاوت ها و تبعیض ها راهکار مهمی جهت جلوگیری از ترک تحصیل دانش آموزان است.

۱۰) آموزش به متولیان آموزشی؛ رفتارهای نامناسب متولیان آموزشی، به ویژه آنهایی که در رده سنی حساسی چون دبیرستان مشغول به فعالیت هستند، یکی دیگر از دلایل ترک تحصیل دانش آموزان این مقطع است. تنبیه بی جا، تبعیض های فاحش میان دانش آموزان برتر و ضعیف، تبعیض های نژادی قومی، تبعیض های جنسیتی، تبعیض میان دانش آموزان کم بضاعت، بی بضاعت و متمول؛ ناتوانی هایی شخصی آموزگار، که آموزگار آن را به گونه ای دیگر جلوه می دهد، ناتوانی هایی اولیاء مدرسه که در نهایت دانش آموزان را به عنوان مقصر معرفی می کنند و بسیاری موارد از این دست، عامل های مهمی برای ترک تحصیل دانش آموزان است.

۱۱) ابتلا به بیماری؛ ابتلا دانش آموزان و یا والدین آنها به بیماری به ویژه بیماری های حادی چون ایدز(AIDS)، انواع سرطان ها و... که منجر به مرگ والد یا والدین شده و یا خود دانش آموز را مورد تهاجم قرار می دهد، عاملی دیگر برای ترک تحصیل دانش آموز است. و در نهایت این که بر اساس آخرین آمار ارائه شده توسط پژوهشگران انجمن بین المللی مطالعات آموزشی (NEA)؛ بخش آموزش و پرورش آمریکا نیازمند ۱۰ میلیارد دلار هزینه برای تأمین نیازهای آموزشی پرورشی دانش آموزان طی یک دوره یا برنامه ۱۰ ساله است. این میزان هزینه فقط برای برآوردن نیازهای اولیه و ضروری دانش آموزان و جلوگیری از ترک تحصیل دانش آموزان در دوره های گوناگون تحصیلی است. تردیدی نیست که رفع نابه سامانی های آموزشی پرورشی کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته رقمی به مراتب بالاتر از این مقدار است که عدم تأمین آن، ترک تحصیل تعداد بسیاری از دانش آموزان به ویژه سطوح پایانی تحصیل را به دنبال دارد.

ترجمه مهتاب صفرزاده خسروشاهی